random words



یه گوشی بی خط ، حرف های نا گفته...

فحش های این مردم ، یاد من نرفته...

یه کوه سفید و  ، یه لیوان چایی....

قاشق برای من ، میخونه لالایی....

رد میشه از زیر ، قرآن داداشی...

مادر چرا پشتش ، آب نمیپاشی؟

به جنگ میرود او ، با یه قوم وحشی....

معلوم نیست فردا ، دیگه زنده باشی....

فکر من رو کیبورد ، در خون غلتیده....

گربه ی من موس و ، احمق بلعیده....

بوق ممتد و جیغ ، یخچال ترسیده....

حواس من امشب ، سرما پسندیده....

دنیای من کلا ، تو کیسه برنجه....

از این من الاف ، زمان میرنجه....

من کر شدم دیگه ، از داد عزراییل

شعر دیگه بسه ، رویای من تعطیل....

نیما ایرانی


مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما
محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها